غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

183

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مينمود بنابر آن دران اوان طوايف انسان خصوصا امرا و اعيان يرليغها نقيض يكديگر بسيار داشتند و همچنين پايزها مكرر بدست آورده بدان واسطه همواره نقش خيالات باطل بر لوح دل مينگاشتند و چون نشان عاليشان انا جعلناك خليفه بنام نامى غازان خان امضا يافت فرمان فرمود كه هيچ آفريدهء از امرا و وزرا و مقربان پايهء سرير اعلى در مجلس شراب از مهمات ملكى و مالى جزئى و كلى چيزى بعرض نرساند و هرگاه حكمى در باب مهمى صادر گردد يرليغ مطابق آن حكم سواد كرده معروض دارند و بمسامع جلال رسانند كه اين سواد فلان‌نشان است كه در فلان روز عرضه داشت شده بود تا رخصت يرليغ نوشتن حاصل گردد و غازان كليد صندوقچهء را كه تمغاء بزرگ در آنجا بود بخلاف سلاطين ماضيه خود نگاه ميداشت و هرگاه چند يرليغ مجتمع ميگشت كليد را به تبكچيان معتمد ميسپرد تا تمغا را بيرون آورده بر نشان زنند و بازبسيارند و آن پادشاه عاليجاه چهار - كس از نوئينان بزرگ برگزيده هريك را قرا تمغاى عنايت كرده بود كه بر پشت نشان زنند تا نتوانند گفت كه فلان‌نشان بىوقوف ما نفاذ يافته و ايضا غازان خان نويسندگان مقرر فرموده بود كه هرنشانى كه بالتمغا رسد سواد آن را لفظا بلفظ بر دفتر ثبت نمايند و ذكر كنند كه آن نشان در كدام روز به خط كدام يك از بخشيان قلمى شده و مضمون را كه بعرض رسانيده بود و در هرسال در اين باب دفترى مجدد طرح نمايند تا همواره سركار يرليغ منتظم بوده در آن باب خبط و خيانت وقوع نيابد و غازان خان جهت نشان حكومت سلاطين و ملوك معظم و امرا مكرم تمغا بزرگ از سنك يشب مرتب ساخته بود و براى فرامين قضاة و مشايخ و علماء نيز تمغايشب ترتيب نموده بود اما اين تمغا از تمغاء اول در نظر كوچكتر مينمود و جهة متوسطات امور سلطنت تمغائى بزرگ زرين داشت و نشان هاى مهمات جزينه را تمغاى ديگر كه يشب بود مينگاشت و براى يرليغ بر نشستن چريك و فرود آمدن لشگر ترك و تازيك تمغائى مخصوص از زر تعيين كرده بود و بر حواشى اين تمغا صور كمان و چماق و شمشير منقش مينمود و مقرر چنان بود كه تا لشگريان آن تمغا را بر يرليغ نبيند بسخن هيچيك از امرا و نوئينان متوجه طرفى نشوند و همچنين در وقت مشاهدهء مذكور از سفر بازگشته بيورت خود روند و برين قياس آن پادشاه نكته‌دان جهة برات خزانهء عامره و متوجهات ولايات و يافتجه و مفاوضات و مكتوبات و مفصلات ديوانى آلتون تمغاء كوچك نگاهميداشت و ميفرمود مضمون آن نوشتها را نيز بر دفترى على حده ثبت نمايند آنگاه بنطر انور درآورند تا بآلتون تمغاء رسيد و بعد از چندگاه كه اين قواعد مضبوط گشت بر ضمير نورانى غازانى گذشت كه چون مهمات سركار ايلخانى و حاجات طبقات انسانى بسيار است و پيوسته محل مقتضى آن نيست كه سواد احكام را بعرض رسانند هرآينه مهام فرق انام در عقدهء تعويق و اهمال خواهد ماند و بدين واسطه فقيران و محتاجان تنقيص و تشويش نتوانند يافت بنابر آن فرمان واجب الاذعان صادر شد كه جهت هريك از مناصب و مهمات ممكن الوقوع كه بخاطر گذرد و بحيز ضبط درآيد نشانى مشتمل بر شرايط و دقايق و قيود مناسبه سواد كرده امرا و وزرا آن را مطالعه نمايند و اصلاح نموده معروض دارند و مجموع آن مسودات را بر دفترى نوشته آن را